احساس خفگی میکنم ……..

امشب شب آرزوهاست . امشب با دل های صاف و پاکی که دارید برای همه دعا کنید . من و هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارید .

دیشب تا حالا حال خیلی بدی دارم . احساس خفگی میکنم . احساس پوچی میکنم . دیگه حس و علاقه ای به ادامه زندگی ندارم . نمیدونم چرا این جوری شد ؟؟ چرا همه اون حس های زیبا همه اون حس هایی که داشتم از بین رفتن . چرا به یکباره اینجوری شد نمیدونم ؟؟؟ دیگه حالم داره از این زندگی بهم میخوره .

فقط چند روز حالم خوب بود . نمیدونم شاید هیچ کسی چشم نداشت ببینه من حالم داره خوب میشه . چشم نداشت ببینه که دارم خوشحال و شاد زندگی مکنم . چشم نداشتن ببینن من به اون فاطمه قبل برگشتم . لعنت به هر چی آدمه که نمیتونه خوشبختی و شادی بقیه رو ببینه .

یاد پارسال شب آرزوها که میکنم اشک از چشام سرازیر میشه . پارسال وقتی طارمه زنگ زد بهم گفت به این لیستی که میگم زنگ بزن و بگو بیان واسه شب آرزوها چقدر برنامه چیدیم . چقدر خوشحال بودم . چقدر احساس خوبی داشتم . چه آرزوهای قشنگی کردیم .

یادمه واسه خوشبختی همه دوستام آرزو کردم . شکر خدا دارم میبینم که خیلی از دوستام الان خوشحال و خوشبختن جز …………..

شما برای امشب ( شب آرزوها ) چه آرزویی دارید ؟؟؟ آرزوهای شما چجوریه ؟؟؟

شب آرزوهای پارسال کجا و شب آرزهای امسال کجا ؟؟؟

از جمع صمیمانه اون شب ۵ نفر از دوستان به جمع متاهلین پیوستن . خوشبخختی همه اون عزیزان رو آرزو میکنم

پ ن ۱: پنجشننبه پیش با دوستان وبلاگی رفتیم کنسرت گروه پیشکش . اون روز آخرین روزی بود که شاد بودم . اما از اون روز به بعد ………… بعد از کنسرت هم به دعوت دوست خوبمون رفتیم بابا بستنی

پ ن ۲ : تبریکات صمیمانه به دوتا از دوستای عزیزم که به تازگی به جرگه متاهلین پیوستن .

پ ن ۳ : نمیدونم چرا هر کسی که از راه میرسه تقلید میکنه و هنوز هیچی نشده سریع با آدم پسر خاله میشه و همه رو آجی و داداش میدونه . یه اخطار دارم میدم به اونهایی که هنوز هیچی نشده پسر خاله شدن . من نه آجی تو هستم و نه تو داداش من . بار آخرت باشه که من رو به این اسم صدا کردی . ( من تو این دنیا فقط آجی دوستای خاصی هستم که بهم احترام میزارن نه تویی که همه گندی زدی و خودت رو تو دل همه نشودندی . حس تنفر دارم به همه اون هایی که چشم نداشتن خوشی من رو ببینند )

پ ن ۴: دیشب از ساعتی که اومدم خونه تا خود صبح گریه کردم . گریه کردم شاید سبک شم . واسه اینکه صدای هق هق گریه هام نره بیرون بالشتم رو روی صورتم گذاشته بودم . ای کاش همونجوری ………..این قدر گریه کردم که نزدیکی های صبح بیهوش شدم از گریه . حتی الان هم دارم گریه میکنم حتی الان هم که دارم خط به خط این پست رو مینویسم این اشک هام هست که دارن سرازیر میشن .

پ ن ۵: دلم مسافرت میخواد . با آجی ردپا حرف زدم . شاید برای اواسط تیر جور شد رفتیم شیراز . دیگه طاقت ندارم دلم میخواد برم شاید بهتر شدم شاید هم بدتر . فقط دعا کنید بتونم برم خیلی به یه مسافرت حتی یک روز نیاز دارم .

این واسه تو هست تویی که بی نهایت دوستت داشتم اما …

عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش ، فقط گاهی به یادم باش ! داره اشکهام سرازیر میشه ……….

دیگه حرفی باری گفتن نیست فقط تو دعای امشبتون برای دل منم دعا کنید . برام دعا کنید که بتونم قبول کنم اونچه رو که مقدر کرده خدا برام .

دعای من : پروردگارا ، ظهور امام زمان ، شفای همه دردمندان و بیماران ، سربلندی همه جوان های ایران ، خوشبختی همه زوج های جوانی که میخوان زندگی شون رو با عشق شروع کنند ، عمر با عزت به همه پدرها و مادرها تا خوشبختی و سعادت فرزندانشون رو ببینند رو آرزومندم .

خدایا گوشه چشمی هم به این پایین ها داشته باشه . خدایا خیلی روحیه ام داغونه

آخر نوشت :

آرزو میکنم همیشه یادم بمونه بیشتر از خودم منو دوست داری، حتی مواقعی که حس میکنم تنهام!

آرزو میکنم، وقتی را داشته باشم برای فکر کردن، به آنچه بودم-هستم و …. خواهم بود!

آرزو میکنم بتونم همونی باشم که همه میخوان!

برای زمانی که مغرورم آرزو میکنم. بفهمم اونقدرها بزرگ نیستم که فکر میکنم.

و برای زمانی که خودخواهم، ….

خیلیایی هستن دور و برم که آرزوشون یه لحظه در آرامش زندگی ِ کردنِ ، آرزوم به آرزو رسیدن اوناس.!

و مهمترین; زندگی یه نعمته، آرزو میکنم بتونم به بهترین نحو برای رسیدن به هدفهام تلاش کنم.

آرزو میکنم، یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟ و رفتنم خیلی زودتر از اون چیزی ِ که بشه پلک زد!

در آخر دوست دارم سالِ دیگه  که میام اینجا و برای شب آرزوها میخوام مطلب بنویسم به همه ی آرزوهایی که داشتم برسم. حتی به همه ی اون آرزوهایی که فقط توی دل خودم هستند  !!  کمکم میکنی…. شکی ندارم .

یکی از حسای قشنگ دنیا اینه که بفمهمی یکی به دعاهای تو ایمان داره!

و ثبت میکنم تا یادم نره زندگی مجموعه ی تمام آرزوهاییه که داشتم ولی نتونستم بهشون برسم، و اونایی که خواستم و بهشون رسیدم!


آرزومند آرزوهای تک تک شما دوستام

۱۰ نظر

جام جهانی ۲۰۱۰

برنامه مسابقات جام جهانی برای طرفداران جام جهانی ۲۰۱۰ آفزیقای جنوبی

دقیقا ۴ روز و چند ساعت دیگه مونده تا شروع بازی های جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی و از همین الان هستش که بین دوستان . آشنایان . همکاران . حتی فامیل و خونواده ها کل کل بین بازی ها شروع شده . خونه ما و بین دوستان وبلاگ نویس از این قائده مستثنی نیست . چند روز پیش با یه سری از دوستای عزیز رفته بودیم زیتون شام . بحث شیرین کل کل بین جام جهانی شروع شد و بیشتر دوستان حاظر در جمع طرفدار تیم آرژانتین بودند و من تک و تنها طرفدار تیم آلمان بودم . از بین تیم های حاضر اول آلمان رو میپسندم و بعد ایتالیا و در آخر اسپانیا .

توی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقا جای بزرگان زیادی خالی هست . بازیکنانی چون میشاییل بالاک از آلمان . رائول گونزالز از اسپانیا . پائولو مالدینی از ایتالیا . رودفان نیستلروی از هلند و ….. علاقه زیادی به این بازیکن ها  دارم از بین همه بازیکنان حاظر در این جام . گرچه در بین تمامی این تیم های جای تیم کشورمون خالی هست . اما کاری دیگه نمیشه کرد و باید منتظر موند تا ۴ سال دیگه ببینیم میتونیم بریم جام جهانی یا باز هم باید حسرت به دل بمونیم .

واسه علاقه مندان فوتبال جدول پخش این مسابقات رو گذاشتم . امیدوارم مورد پسند همه باشه .

به امید قهرمانی تیمی که جوانمردانه ، شرافتمندانه بازی کنه و بهترین بازی رو از خودش ارائه بده . حالا این تیم میتونه آلمان . اسپانیا . برزیل . انگلیس . آرژانتین . هلند و یا اون تیمی باشه که بازی های تدارکاتی رو با هزاران امید و آرزو به پایان برده و وارد این گردونه شده .

گروه بندی بازی های جام جهانی و اسامی تیم ها

[تصویر: t1b02j5wuuk446jfsr0n.png]
[تصویر: 63pcidxwf94e250isq6.jpg]

گروه A:
1- آفریقای جنوبی ۲- مکزیک ۳- اروگوئه ۴- فرانسه

گروه B:
1- آرژانتین ۲- نیجریه ۳- کره جنوبی ۴- یونان

گروه C:
1- انگلیس ۲- آمریکا ۳- الجزایر ۴- اسلوونی

گروه D:
1- آلمان ۲- استرالیا ۳- صربستان ۴- غنا

گروه E:
1- هلند ۲- دانمارک ۳- ژاپن ۴- کامرون

گروه F:
1- ایتالیا ۲- پاراگوئه ۳- نیوزیلند ۴- اسلواکی

گروه G:
1- برزیل ۲- کره شمالی ۳- ساحل عاج ۴- پرتغال

گروه H:
1- اسپانیا ۲- سوییس ۳- هندوراس ۴- شیلی

برنامه مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال ‌٢٠١٠ آفریقای جنوبی عبارتند از:

جمعه ‌٨٩/٣/٢١ – ساعت ‌١٨:۳۰ – آفریقای جنوبی و مکزیک

جمعه ‌٨٩/٣/٢١ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اوروگوئه و فرانسه

شنبه ‌٨٩/٣/٢٢ – ساعت ‌١۶:۰۰ – کره جنوبی و یونان

شنبه ‌٨٩/٣/٢٢ – ساعت ‌١٨:۳۰ – آرژانتین و نیجریه

شنبه ‌٨٩/٣/٢٢ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – انگلیس و آمریکا

یکشنبه ‌٨٩/٣/٢٣ – ساعت ‌١۶:۰۰ – الجزایر و اسلوونی

یکشنبه ‌٨٩/٣/٢٣ – ساعت ‌١٨:۳۰ – صربستان و غنا

یکشنبه ‌٨٩/٣/٢٣ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – آلمان و استرالیا

دوشنبه ‌٨٩/٣/٢۴ – ساعت ‌١۶:۰۰ – هلند و دانمارک

دوشنبه ‌٨٩/٣/٢۴ – ساعت ‌١٨:۳۰ – ژاپن و کامرون

دوشنبه ‌٨٩/٣/٢۴ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – ایتالیا و پاراگوئه

سه شنبه ‌٨٩/٣/٢۵ – ساعت ‌١۶:۰۰ – نیوزلند و اسلواکی

سه شنبه ‌٨٩/٣/٢۵ – ساعت ‌١٨:۳۰ – ساحل عاج و پرتغال

سه شنبه ‌٨٩/٣/٢۵ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برزیل و کره شمالی

چهارشنبه ‌٨٩/٣/٢۶ – ساعت ‌١۶:۰۰ – هندوراس و شیلی

چهارشنبه ‌٨٩/٣/٢۶ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اسپانیا و سوئیس

چهارشنبه ‌٨٩/٣/٢۶ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – آفریقای جنوبی و اروگوئه

پنجشنبه ‌٨٩/٣/٢٧ – ساعت ‌١۶:۰۰ – آرژانتین و کره جنوبی

پنجشنبه ‌٨٩/٣/٢٧ – ساعت ‌١٨:۳۰۰ – یونان و نیجریه

پنجشنبه ‌٨٩/٣/٢٧ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – فرانسه و مکزیک

جمعه ‌٨٩/٣/٢٨ – ساعت ‌١۶:۰۰ – آلمان و صربستان

جمعه ‌٨٩/٣/٢٨ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اسلوانی و آمریکا

جمعه ‌٨٩/٣/٢٨ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – انگلیس و الجزایر

شنبه ‌٨٩/٣/٢٩ – ساعت ‌١۶:۰۰ – هلند و ژاپن

شنبه ‌٨٩/٣/٢٩ – ساعت ‌١٨:۳۰ – غنا و استرالیا

شنبه ‌٨٩/٣/٢٩ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – کامرون و دانمارک

یکشنبه ‌٨٩/٣/٣٠- ساعت ‌١۶:۰۰ – اسلواکی و پاراگوئه

یکشنبه ‌٨٩/٣/٣٠ – ساعت ‌١٨:۳۰ – ایتالیا و نیوزلند

یکشنبه ‌٨٩/٣/٣٠ – ساعت ‌٢٣:۰۰- برزیل و ساحل عاج

دوشنبه ‌٨٩/٣/٣١ – ساعت ‌١۶:۰۰ – پرتغال و کره شمالی

دوشنبه ‌٨٩/٣/٣١ – ساعت ‌١٨:۳۰ – شیلی و سوئیس

دوشنبه ‌٨٩/٣/٣١ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اسپانیا و هوندراس

سه شنبه ‌٨٩/۴/١ – ساعت ‌١٨:۳۰– مکزیک و اروگوئه

سه شنبه ‌٨٩/۴/١ – ساعت ‌١٨:۳۰ – فرانسه و آفریقای جنوبی

سه شنبه ‌٨٩/۴/١ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – نیجریه و کره جنوبی

سه شنبه ‌٨٩/۴/١ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – یونان و آرژانتین

چهارشنبه ‌٨٩/۴/٢ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اسلونی و انگلیس

چهارشنبه ‌٨٩/۴/٢ – ساعت ‌١٨:۳۰ – آمریکا و الجزایر

چهارشنبه ‌٨٩/۴/٢ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – غنا و آلمان

چهارشنبه ‌٨٩/۴/٢ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – استرالیا و صربستان

پنجشنبه ‌٨٩/۴/٣ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اسلواکی و ایتالیا

پنجشنبه ‌٨٩/۴/٣ – ساعت ‌١٨:۳۰ – پاراگوئه و نیوزلند

پنجشنبه ‌٨٩/۴/٣ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – دانمارک و ژاپن

پنجشنبه ‌٨٩/۴/٣ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – کامرون و هلند

جمعه ‌٨٩/۴/۴ – ساعت ‌١٨:۳۰ – پرتغال و برزیل

جمعه ‌٨٩/۴/۴ – ساعت ‌١٨:۳۰ – کره شمالی و ساحل عاج

جمعه ‌٨٩/۴/۴ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – شیلی و اسپانیا

جمعه ‌٨٩/۴/۴ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – سوئیس و هندوارس

- مسابقات ‌١/٨ نهایی جام جهانی فوتبال ‌٢٠١٠ آفریقای جنوبی

شنبه ‌٨٩/۴/۵ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اول گروه A و دوم گروه B

شنبه ‌٨٩/۴/۵ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اول گروه C و دوم گروه D

یکشنبه ‌٨٩/۴/۶ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اول گروه D و دوم گروه C

یکشنبه ‌٨٩/۴/۶ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اول گروه B و دوم گروه A

دوشنبه ‌٨٩/۴/٧ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اول گروه E و دوم گروه F

دوشنبه ‌٨٩/۴/٧ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اول گروه G و دوم گروه H

سه شنبه ‌٨٩/۴/٨ – ساعت ‌١٨:۳۰ – اول گروه F و دوم گروه E

سه شنبه ‌٨٩/۴/٨ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – اول گروه H و دوم گروه G

جمعه ‌٨٩/۴/١١ – ساعت ‌١٨:۳۰ – برندگان مسابقات ‌۵٣ و ‌۵۴

جمعه ‌٨٩/۴/١١ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برندگان مسابقات ‌۴٩ و ‌۵٠

شنبه ‌٨٩/۴/١٢ – ساعت ‌١٨:۳۰ – برندگان مسابقات ‌۵١ و ‌۵٢

شنبه ‌٨٩/۴/١٢ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برندگان مسابقات ‌۵۵ و ‌۵۶

- مسابقات نیمه نهایی جام جهانی فوتبال ‌٢٠١٠

سه شنبه ‌٨٩/۴/١۵ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برندگان مسابقات ‌۵٧ و ‌۵٨

چهارشنبه ‌٨٩/۴/١۶ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برندگان مسابقات ‌۵٩ و ‌۶٠

- مسابقات رده بندی جام جهانی فوتبال ‌٢٠١٠

شنبه ‌٨٩/۴/١٩ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – بازندگان مسابقات ‌۶١ و ‌۶٢

- مسابقات فینال جام جهانی فوتبال ‌٢٠١٠

یکشنبه  ‌٨٩/۴/٢٠ – ساعت ‌٢٣:۰۰ – برندگان مسابقات ‌۶١ و ‌۶٢

۱۷ نظر

حرف ( دکتر علی شریعتی )

حرف

حرف ها بر سر دلم عقده کرده است.

روزهاست  نگذاشته اند حرف بزنم .

می خواهم گوشه ای بنشینم و کمی تنها باشم ،

حرف بزنم ، بنویسم ، بگویم .

انگشت هایم خمیازه می کشند .

باید بنویسم.

این حرف ها را نمی شود تحمل کرد ،

بیش تر از این در دل نگه داشت ،

ورم می کند و رنجم می دهد.

می روم.

کجا بروم ؟

پ.ن ۱ : چه روزهایی که چه حرف هایی نمیشنویم و چه بی احترامی هایی که نمیبینیم .

پ.ن ۲ : تا کی باید این مهر سکوت رو روی دلمون و قلبمون نگه داریم ؟؟ نمیدونم ….

پ.ن۳ : روزها واقعا دیگه دارن تکراری میشن . تنها توی این تکرار روزها چند روزی باقیست تا روزهای پر از حادثه . حادثه هایی که هیچ گاه از ذهن ما ایرانی ها پاک نمیشه

پ.ن۴ : دلم یه سفر میخواد . سفری دور و دراز به هر کجایی که بشه رفت . فقط از این محیط برای چند روزی دور باشم . همین برام کافیه .

پ.ن۵ : هفته ای که گذشت . خیلی هفته عالی بود برام . از اول هفته گردش و بیرون تا آخر هفته . کاش همه هفته ها به همین صرت بود برام . کاش ……….

پ.ن۶ : به قول محمد دوستمون از جند روز دیگه هم کل کل برای جام جهانی شروع میشه . شما طرفدار چه تیمی هستید ؟؟؟؟

تبریک نوشت :

تبریکات ویژه و صمیمانه به شما دو دوست عزیز به مناسبت وصال جاودانه تان . امیدوارم که همیشه ایام شاد و عاشق باشید .

بابت پذیرایی خوبتون هم صمیمانه تشکر میکنم .

اینم خلاصه ای از هفته ای که گذشت :

از اول هفته

بیرون به همراه دوست خوبم

خرید به همراه تنی از دوستان وبلاگی

خونه

منزل دوست عزیزمون و شادی شادی کلی شادی

خواب خواب خواب

عکسباران . ساحلی تولد دوست دانشگاهی . کاکتوس شام .

شاد باشید و عاشق

یه سرگرمی دوست داشتید شرکت کنید . جواب هاتون رو دوست دارم ببینم .

شاید با خودتان بگویید مگر می شود اسم هم رنگ داشته باشد! اما این موضوع این روزها روانشناسان بسیاری را به مطالعه وا داشته است.به گفته آنان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگ ها هستیم. حتی اسم هر کس دارای رنگی است که این رنگ می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد! این که شما بدانید برای اسم تان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید مطلب جدیدی در روانشناسی رنگ هاست. رابطه بین حروف و رنگ ها یه صورت زیر بیان شده است:

۱- قرمز:           ش      ج       س      الف
۲- نارنجی:‌ ‌‌‌       ت       ث      ک        ب
۳- زرد:             ی       ل       ص      ض
۴- سبز:    ‌        و        م       د         ژ
۵- آبی:            چ        ن       ط        ظ
۶- نیلی:           ح        خ       ف        -
۷- بنفش:         ع        پ      غ         -
۸- صورتی:         ز       ق       ه         -
۹- طلایی:         ر        ذ       گ        -

برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم:

مثال : لیلا جلالی
ل۳  ی۳   ل۳   الف۱  ج۱  ل۳  الف۱  ل۳  ی۳
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳
باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:
۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.

حالا اسم شما چه رنگی است؟

همین الان نوشت :

تسلیت نوشت: آقای پدرام راستی ، درگذشت پدر بزگ عزیزتون رو تسلیت عرض میکنم . امیدوارم غم آخرتون باشه . ما رو هم در غم خودتون شریک بدونید .

پ.ن آخر : مطالب فوق مخاطب خاص ندارد لطفا به خود نگیرید . مرسی

۲۴ نظر

برخی دوستی های با آب و تاب عمیق !!!

برخی دوستی های با آب و تاب عمیق !!!

قومی متفکرند در مذهب و دین ، جمعی متحیرند در شک و یقین ، ناگه منادی در آید ز کمین ، که ای بی خبران راه نه آن است و نه این !

زمانی بود که در مواجهه با ابراز دوستی برخی کسان دور و نزدیک یا در دنیای مجازی و غیر مجازی شدیداً تحت تاثیر قرار می گرفتم. به هر حال طبیعی است که هر کسی نیاز به گسترش دوستی هایش دارد و برخورداری هر چه افزون تر از حمایت های اجتماعی در قالب حلقه های دوستی امر مطلوبی است. به تدریج، اما، تجربیات تلخ متعدد، به من نشان داد که بسیاری از دوستی هایی را که به خصوص، با شدت و حدت فراوان ابراز می شدند را نباید زیاد جدی می گرفتم یا نباید از این پس چندان جدی بگیرم. با اتخاذ این شیوه، هنگامی که در عمل، با عمق واقعی دوستی های با آب و تاب ظاهری روبرو می شوم دیگر چندان سرخورده نمی شوم یا لااقل آنچنان آسیب نمی بینم. سطح انتظاراتم را از بسیاری از اطرافیان کاهش داده ام.

واقعیت اینه که توی این رابطه دوستی هایی که ما داریم . ( مجازی – حقیقی ) اولین چیزی که حرف اول رو میزنه نگهداشتن حرمت و احترام طرف مقابل هست…
متاسفانه اکثر ماها فکر میکنیم چون حالا با کسی صمیمی شدیم پس میتونیم چهار تا تیکه هم بهش بندازیم و یا بهش فحش بدیم و نظایر این… در حالیکه به نظر کاملا برعکسه. یعنی شما هرچقدر از نظر عاطفی با فردی صمیمی میشین و یا بیشتر بهش نزدیک میشید به همون میزان باید بیشتر بهش احترام بذارین . باید بیشتر حواسمون باشه که شان انسانیت و حرمت ها  رو نگهداریم و علیرغم صمیمت به اطرافیان احترام بگذاریم … باور کنیم حرمت و حفظ حریم اولین حرف رو توی یک رابطه دوستی میزنه.
کافیه یکبار بنا به هر دلیلی این حریم ها و حرمت ها شکسته بشه اونوقته که دیگه براحتی رومون برای همدیگه باز میشه و دیگه نمیشه کاریش کرد آب ریخته رو دیگه نمیشه جمع کرد…

بخشی از حرفای گفته شده تو وبلاگ های دوستان درسته و در این شکی نیست که بعضی از افراد دارند از هم فاصله می گیرند، البته به نظر من اینطور بگیم بهتره که شکاف هایی که وجود داشتند مشخص شدند. این شکاف چیزی نبوده که به وجود اومده باشه بلکه موجود بود ولی نمایان نبود. بعضی مسائل هست که نمیشه عنوان کرد و به قول خیلی ها حرف رو زیاد می کنه و من هم از اون دسته آدمهایی نیستم که بخوام کسی رو متهم کنم .اما اون روز رو دارم از الان میبینم که چجوری حرمت ها شکسته میشه و دیگه نمیشه کاریش کرد .

حالا مساله ای که هست اینه یا ما باید سر موضوع های مورد اختلاف صحبت نکنیم تا باعث ایجاد شکاف نشود و بیشتر بر سر مسائل مشترک صحبت شود، یا اینکه در هر صحبتی ، چهارچوب مشخص کرده و معلوم کنیم که یک فردی اصلا چه مسائلی را قبول دارد و چه مسائلی را قبول ندارد تا بتوان صحبت و بحثی منطقی داشت، در غیر این صورت نتیجه همان می شود که حال است. اساس یک همکاری نیت صاف است دلهای پاک هست دلسوزی هست نداشتن حرص و طمع، به کرسی ننشوندن حرفهای بی منطق خود.

عادت به متهم کردن دیگران و در آن حال خود را مبری داستن از هرگونه اشتباه روشی مناسب برای مباحثه نیست. اینکه به دیگران برچسب بزنیم در حالی که خود آنها را متهم به برچسب زدن می کنیم شایسته نیست. این رفتارها باعث می شود که اختلاف ها عمیق تر شده و به راحتی قابل ترمیم نباشد.

این مسائلی که روز به روز داره به شکلی اپیدمی گونه رشد و توسعه پیدا میکنه تردید ندارم اگر همینطوری پیش بره به جایی میرسه که این دو خط فکری به جایی می رسند که انگار دارند با یک بیگانه صحبت می کنند!باور کنید! خیلی داریم از هم فاصله میگیریم! من یادمه سال گذشته همین موقع به هیچ وجه اینجوری نبود که دو طیف فکری اینگونه به هم بتازند. الان به حدی از یکدیگر فاصله گرفته ایم که غریبه رد بشه از اینورا فکر میکنه ما دو ملیت جدا داریم!! هر گروه به شدت متعصبانه از مواضع خودشون دارن دفاع می کنند و ذره ای عقب نشینی نمیکنند ! عقب نشینی نه به معنای اینکه وا بدیم ، نه !منظور نوعی انعطاف و خروج از دایره بسته و خط قرمز هایی هست که دور خودمون تنیدیم

به هر حال امیدی به اینکه این حرفها اثر یا نتیجه ای داشته باشه نداشته و ندارم چون هرکسی روش و خطی را انتخاب میکنه و عدول از ان را نوعی کم اوردن تلقی میکنه هیچگاه با ۱۰- ۱۵ خط نوشته حتی ۱ میلی متر تغییر نخواهد کرد… فقط امید به کمی تعدیل و انعطاف در نحوه صحبت دوستان دارم… ما رفقای مجازی بیش نیستم ، اما یه تعدادی هم هستیم که جدا از رفاقت توی دنیای مجازی با هم دوست و همراه هستیم و داریم بهره میبریم از بودن در کنار یکدیگر و شدیم دوستان همدیگه و این نباید سو تفاهمی کاذب و پوچ را دامن بشه اینها همه رابطه های شخصی آدمهاست و فکر نمیکنم رابطه افراد دیگر به من نوعی هم مربوط شود !

ولی به قول دوستی حرفها با گزینه ویرایش از صفحات نت پاک میشن ولی از صفحه قلب آدمها هرگز !

کاملا طبیعی است! جمله معروفی هست که میگه انسان بر هر چیزی که از آن منع شود حریص می شود! هر آدمی یک ظرفیتی داره ما نباید تاکید میکنم ما نباید به گونه ای بیانی داشته باشیم که باعث شود ظرفیت دوستانمان را به انتها برسانیم و این چیزی نیست جز لطمه زدن به خودمان. برخی حرفها وقتی تو دل آدم انباشته بشه و سر ریز کنه گاها به شکلی هیجانی و احساسی بیرون ریخته میشن که همین موجب خیلی از تنش هایی که به وجود آمده میشود و حال بحث سر این است که چرا میگذارید محیطی که می تواند گرمای آن هزاران دل رو احاطه کند به محیطی سرد و بی روح تبدیل شود و تنها حسی که قابل لمس میشود دوری و نفرت و بیزاری باشد؟

پ.ن ۱ : باید و نباید های دورمون و حد و مرزهامون رو باید مشخص کنیم .

پ.ن ۲ : یه دست هیچ وقت صدا نمیده…

پ.ن۳ : سردیه زمستان به خاطره قلب هایست که به تنهایی گرما دارند… و گرمیه تابستان به خاطره یکی شدن قلبهاست

پ.ن۴ : از عقل خود به بهترین نحو استفاده کنید

دیدگاه‌ها

خدایا در زندگی هرگز از یاد نمیبرمت ….

سلام . اول عذر خواهی کنم بابت بلندی و طولانی شدن این پست .

بد نیست گاهی اوقات اتفاقات خوب رو هم یادآوری کرد تا با خوندنش شیرینی اون لحظه رو دوباره حس کنی .


خدایا در زندگی هرگز از یاد نمیبرمت ….

خدایا در زندگی هر گز از یاد نمی برم
گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا کردند.
اما تو هستی که موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی!
خدایا !اگر با من باشی
چه کسی می تواند علیه من باشد؟
اگر من با تو باشم
چگونه ممکن است که دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟
خدایا چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،
اما من آن را نمی شنوم .
مرا به اعماق درونم ببر
تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم
مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم
و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو کنم!!!

پ.ن ۱ : روزها در پی هم میگذرند و ما فقط از این گذرها گرد سفید پیری رو داریم حس میکنیم . بزرگ شدن و قد کشیدن کوچولوهایی که اطرافمون هستند  رو میبینیم و از شادی آنها شاد شادیم . صوصا من که توی این مدت ….. وقتی ستایش کوچکمون رو میبینم با اون شیرین زبونی هاش که بهم میگه آجی سلام خوبی ؟ دلم براش غش و ضعف میره . فدای اون چشماش بشم من که خیلی دوست داشتنیه واسه منی که عشق بچه کوچیک هستم .

پ.ن ۲ : هفته پیش رو متاسفانه بنا به دلایلی حالم بسیار بد شد . افت شدید فشار خون که به ناچار دو روز رو توی خونه خوابیدم . آمار مرخصی هام داره میره بالا و من دارم شرمنده مسئول بخشمون میشم . اما الان شکر خدا بهترم . یعنی دیگه میخوام خوب باشم . آقا دوستان خلاصه کلام نزدیک بود این حلوای ما رو نوش جان کنید که نشد دیگه . ایشالله دفعه بعدی .

پ.ن ۳ : کلاس های شهری رانندگی رو به هر مکافات و مصیبتی هست دارم میگذرونم . خدایی با این فرمون سفت این ماشین ها خیلی سخته ها . ( با توجه به اینکه قبلا ها یه چند باری باباهه رو گول زدیم و میزاشت بشینیم پشت فرمون و یه چند دوری بزنیم در حظور خودش ) .

پ.ن ۴ : اگر خدا قبول کنه و شرایط جسمی الانم رو به بهبودی بره انشالله قراره هفته آینده با مریم و دوستان عزیز بریم برای کلاس های کوهنوردی اسم بنویسیم . مشروط به اینکه خانواده اجازه بدن .با توجه به اوضاع و احوال حال من . که الان رو به بهبودم . خدا رو شکر . البته باید از ردپای عزیز هم تشکر کنم که میخواد راهنماییمون کنه . مرسی عزیزم .

پ.ن ۵ : روز چهار شنبه رو فراموش نمیکنم . مرسی عزیزان . توی اوج بیحالی و خواب بهم خوش گذشت و شد خاطره . خوصوصا آخرش به قول سرور .

پ.ن ۶ : جاتون اصن خالی نبود . آی دیشب ( جمعه ) بهمون خوش گذشت . مرسی آجی لیا و دوستان همراه . شبی پر از اتفاقات خوب خوب . این قده جیغ زدیم و مسخره بازی کردیم که گذشت زمان رو فراموش کردیم . یه دفعه دیدیم شده ساعت ۱۲ نیمه شب و سیندرلا باید بره خونه . تازه توی این خوش گذرونی متوجه حضور ناخونده مهمان عزیزمان ( زلزله ) هم نشدیم .

پ.ن ۷ : درس و مرس هم تعطیل تا اطلاع ثانوی . فقط دوباره رفتم الکی پول دادم کتاب خریدم .

پ.ن ۸ : بعد از چند مدت مریضی و دپرسی و …. میشه خوشحال بود و لذت برد از این خوشحالی .

جملاتی از بزرگان :

نگرانی هرگز از غصه ی فردا نمی کاهد بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد

گاه یک روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یک روز غمگین بودی آروم گریه کن تاشادی نا امید نشه

کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است

از تماشاگر اغاز حیات

تا به جایی که خدا می داند

فاطمه روزی که می‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترین زنان تاریخ آفرینش، از جمله مریم مقدس، از آسمان آمدند تا خدیجه کبری تنها نباشد، و فاطمه در آغوش آنان متولد شود، اکنون نیز که می‌خواست تاریخ را دوباره متولد کند، ارواح آدم و نوح ابراهیم و موسی و عیسی و جبرئیل و میکائیل، او را بدرقه می‌کردند، گویی عالم ملکوت الهی به زمین آمده بود و با فاطمه گام برمی‌داشت…

تسلیت نوشت :

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه دخت نبی پیامبر ( ص ) رو به همه شما عزیزان تسلیت میگم .

دکتر شریعتی میگه :

فاطمه ، فاطمه است

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه ابعاد گوناگون ((زن بودن)) نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز درماندم :

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه دختر محمد (ص) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر حسنین است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر زینب است

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه ، فاطمه است

دلم میخواد چندتا عکس بزارم اما سایت آپلود خوبی پیدا نمیکنم . اگر میشه یه راهنمایی کنید ممنون میشم .

۱۲ نظر

تو چته ؟؟؟

تو چته؟؟؟
گاهی اوقات
احتیاج به یه آدمی داری٬
یه دوستی٬
که وایسته رو به ‌روت
که توی چشمات نگات کنه
و محکم بزنه تو گوشت
که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه٬
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی٬
که بری بغلش٬
که بغلت کنه٬
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬
که تو چشمات رو ببندی٬
روی شونه‌ش گریه کنی٬
بلرزی٬
و با خودت فکر کنی که ” تو واقعاً چته … “

***************************

پ.ن : دیگه خسته شدم از این روزهای تکراری و بی هدف .

پ.ن : دیشب ۸۹٫۲٫۱۴ بعد از سالها دوستان دوران دبستانم رو دیدم . مهرنوش . پگاه . مریم . خورشید . یه تعداد از دوستان هم نبودن بوشهر که بیان . از پسرای کلاسمون فقط  داداش جمیل . کیوان اومدن . کلی خوش گذشت . نشستیم عکسهای اون دوران رو نگاه کردیم و خاطارت اون موقع رو تعریف کردیم . مرسی از همتون که اومدین . تولد هم گرفتیم . پگاه عزیزم تولدت خیلی خیلی مبارک .

پ.ن : از امروز ۸۹٫۲٫۱۵ کلاس های شهری رانندگی شروع میشه .

پ.ن : یاد پارسال همچین روزی بخیر . یادتونه چه روزی بود دوستای وبلاگی ؟؟؟

پ.ن : دلتنگیهام دارن روز به روز بهشون اضاف میشن و این قلب من روز به روز خسته تر از قبل میشه . قلبی که وقتی زیاد فکر میکنم شروع به درد گرفتن میکنه و کلافه ام میکنه .

پ.ن : روزهایی که دارن میگذرن و هیچ شادی و نشاطی رو برای من ندارن . تنها دیشب خوب بود برام و تونست یه خاطره خوب رو توی ذهنم به جا بذاره .


پ.ن : خاطره بهترین و تنها یادگاریست که می ماند . پس خاطره ها رو زنده نگه داریم . چون فراموشیش کار هیچ کس نیست …….

تولد نوشت : آقای ملکی عزیز تولدتون مبارک . امیدوارم ۱۲۰ بهار دیگر جاویدان و سبز باشید در پناه ایزد منان .


***************************

دکتر شریعتی هم تو کتاب نیایشش یه آرزو رو بصورت دعا بیان می کنه . اگه این دعای دکتر هم مستجاب بشه خیلی از معضلاتمون کم میشه …

خدایا !

به علمای ما مسئولیت وبه عوام ما علم  -  به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب – به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به خفتگان ما بیداری و به بیداران ما اراده – و به دینداران ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف – به فحاشان ما ادب و به همه ی مردم ما شایستگی نجات و عزت ببخش …

************************

پروردگارا :::

ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من با دلم با احساسم کردند

ومرا در دور دست خودم تنها گذاردند

و من امروز به پایان خودم نزدیکم

پروردگارا به من بیاموز در این فر صت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند ….

آخر نوشت : عنوان پستم تو چته هست . ( مخاطبش خودم هستم ) یادمه یه زمانی به یه آدمی ( اگر اسمش رو بشه گذاشت آدم ) وقتی ناراحت بودم میگفتم چته آخه ؟؟ میدونید چی جواب میداد بهم ؟؟ میگفت چته رو به حیوون میگن نه به آدم . الان که فکرش رو میکنم میبینیم درست میگفته . آخه الان همین آدم واسه من یه حیوون هست . نظر شما چیه ؟؟؟ آیا این کلمه ( چته ) رو به حیوون میگن یا به آدم ؟؟؟


۱۴ نظر

خداوندا تویی پشت و پناهم یاریم کن

خداوندا تو
شاهدی که مرا در صعب ترین سنگلاخهای زندگی تنها گذاشتند و از خود دور ساختند.
چرا که آنچه را که نخواهی با هیچ دعا و با هیچ اشک خونینی نتوان گرفت .دلم لحظه لحظه بر آتش است ولیکن بغضم در گلو خفه.
تمام اندیشه ام تویی و عجیب است که من از تو یاد می کنم اما تو مرا فراموش کرده ای .
آه ای خدای من بلند ترین آرزویم یک نگاه مهر آمیز توست به من بگو خدایا آیا این خواهشم را می پذیری؟
دستم به نوشتن نمی رود بسیاری حروف فقط در ذهنم می گذرد و بیرون نمی آید و یا گاه گاهی مینویم و پاک می کنم و هی پاک  . می خواهم فقط به تو بیندیشم و خالصانه با تو باشم. . من بنده گناه کار تو هستم اما لطف تو بسیار.
می دانی که خسته ام پس بر من رحم کن و شمعی کوچک در دلم بر افروز. باز با خیال تو می نویسم. در فکر اینکه عاقبت  خیال تو با هستی من چه خواهی کرد ؟ آیا اصلا سر سوزنی در دلت جای من هست؟
نمی دانم در این لحظه بریده از خلق در این تب و تاب که از بیقراری دردم را با جوهر روی کاغذ می ریزم تو آیا به یاد من هستی؟؟؟؟
خداوندا ای تو تنها پناه من در این ظلمت شب با من بمان که سخت تنها و غریبم.
خسته ام خدایا انگار صد سال است که پیاده راه آمده ام بار سنگینی از غم را روی شانه هایم
حس می کنم دیگر توان راه رفتن ندارم خدایا دیگر طاقت رنج کشیدن را ندارم  و تنها به تو امی
د بسته ام مرا از خود مران و دستهای مرا خالی از  در گاهت بر نگردان .
در برهوت بی کسی بی هیچ امیدی به این طرف و آن طرف می دوم اما دریغ از یک همراه کسی که یار من شود دلسوز و مهربان
و تو خدایا هر روز که می گذرد بیشتر می فهمم که تو مرا تنها  گذاشتی تو مرا رها کرده ای !!!
پرور دگارا من به تو پناه آورده ام پس چرا پناهم ندادی خدایا تو خود قول داده بودی که اگر بیایم مرا می پذیری !!!
خدایا می دانم که من  لیاقت معجزه ندارم اما مهر بانی تو بیشتر از هر فرد دیگری است  .
پس مرا دریاب که فقط محتاج توام و همین و بس .
امشب اینگونه با تو نجوا می کنم و منتظرم تا تو جوابم دهی .
اما دریغ که مدتهاست تو مرا از یاد برده ای آیا این درست است بگو که من اشتباه می کنم بگو ؟؟؟
خدایا بگو که تو صبوری و مهربان بگو  که تنهایم نمیگذاری بگو  که مرا در آغوشت جای می دهی تا یک دل سیر گریه کنم . بگو که تو پناه منی خدا یا پس چرا سکوت می کنی خدایا؟؟؟؟

نمیدونم چرا این نوشته رو وقتی دیدم حس کردم همه اون چه که من میخواستم بگم رو تو خودش نهفته . پس با اجازه نویسنده اش اینجا گذاشتم  .


پ . ن : به نظرتون وقتی دلی مالامال از غم و اندوه باشه چه جوری میتونه لبخندی بزنه ؟؟؟

پ . ن : بلاخره معرفی نامه سازمان ملی جوانان دو هفته پیش به دستم رسید . تو یه فرصت مناسب قراره اگه خدا کمک کنه و این بنده حقیرش رو فراموش نکنه برم و با مسئول مالی اداره صحبتی کنم ببینم میشه کاری برای بچه های یتیم شهرم انجام بدم یا نه ؟؟؟

پ . ن: روز چهارشنبه داشتم تو یه سایتی میگشتم چشمم به موسسه محک خورد . برام جالب بود . رفتم تو سایت و همه مطالبش رو خوندم و بلافاصله عضو سایت شدم . قراره اگه خدا کمک کنه تا جایی که زنده بودم بهشون کمک کنم . شما هم میتونید عضو این سایت بشید .

موسسه محک یه موسسه خصوصی هستش که از کودکان سرطانی مراقبت میکنه . حالا قراره پکیج موسسه رو برام پست کنن . دوست داشتین کمکی کنید بهم اطلاع بدین . کودکان زیادی هستند که به کمکهای من و تو نیاز دارن .

پ . ن : اوضاع روحی این روزهایم روز به روز افتضاح تر از افتضاح داره میشه .خیلی داغونم . بدجوری به یه سفر نیاز دارم . به سفری که بهم آرامش بده نه این که باز هم اعصاب داغونم رو داغون تر کنه .

پ . ن : خیلی ها بهم میگن مثل قبل نیستی . خیلی لاغر تر شدی ( نه که حالا خیلی هم چاق بودم ) .

پ . ن : این روزها حتی حال و حوصله خودم رو هم ندارم . ( همین جا از همه اون دوستانی که میان و این مطالب پر از یاس و نوامیدی رو میخونند معذرت میخوام . دست خودم نیست . جبر زمونه است و اتفاقات روزگاری که داره بر من میگذره . خلاصه به بزرگواری خودتون و کوچیکی من ببخشید ) .

پ . ن : تو این آشفته بازار داغونی اعصاب و شاید برای اینکه روح و روانم کمی آروم بشه قراره سه شنبه بعد از چندین سال با دوستان دوره دبستان و راهنمایی با هم بریم بیرون . برام با اون دلهای صافتون دعا کنید که حالم و روحیه ام خوب باشه . بتونم برم . خیلی دوست دارم ببینمشون . ( گرچه ماه محرم دیدمشون تنها در حد سلام و علیک بوده . قراره توی این جمع دوتا از دوستان عزیزی که قبل از دبستان هم همراهمون بودن باشن )  فقط برام دعا کنید .

پ . ن : دیگه اشک هایی که داره سرازیر میشه مجالی نمیده که صفحه مانیتور و کلیدهای کیبورد رو ببینم .

پ . ن : امیدوارم فردا شاهین بوشهر بازی قابل قبولی رو به نمایش بزاره و بتونه دل همه بوشهری ها و شاهین دوستها رو مالامال از شادی و نشاط کنه .

همتون رو دوست دارم . امیدوارم به همه آرزوهای ریز و درشتی که دارید برسید .


الان نوشت :

خدایا اگه مى شنوى صدامو
اگه هنوز منو مى بینى
پس باید بدونى چى مى گم
خدایا نمى خوام دیگه بریدم
هیچ چیزو نمى خوام
خدایا این زندگى با همه ى خوبى هاش ارزونى کسایى که …
خدایا همیشه گفتن ما رو از رو مهربونى آفریدى
اما این ظلمه
خدایا این ظلم به اصطلاح مهربونى رو نمى خوام
خدایا نمىخوام مثل گاو و گوسفند دنبال هیچ و پوچ برم
خدایا نمى تونم
خدایا مى گن تو از دل همه خبر دارى
پس مى دونى چقدر داغونم
پس مى دونى چقدر متنفرم
خدایا زجرم نده بسه
به خاطر کدوم گناه؟
خدایا نمى خوام زندگى رو که احساس توش معنى نداره
نمى خوام زندگى رو که آدم هاش از پشت به هم خنجر مى زنن
خدایا حداقل تو که مى فهمى چى مى گم
خدایا اینجا هیچ کس نمى خواد بفهمه
خدایا نه این دنیا رو مى خوام نه اون دنیا
همونجورى که انگار نبودم
خدایا نمى خوام بسمه بریدم
بشنو صدامو خواهشاً این دفعه بشنو
خدایا آفریدى که لذت ببریم من نمى خوام
این زجر به اصطلاح لذت رو نمى خوام
نمى خوام
این زندگى دروغ رو نمى‌خوام …………

۲۰ نظر

ای کاش …….

” ای کاش

فشار…غصه…غم…درد

واحد و عدد داشت

کاش

قابل قیاس و اندازه گیری بود

آن وقت

شاید روزگار

با تمام بی رحمی اش می فهمید

بر سر یک نفر چقدر آوار

می ریزد “…


این روزها دلم بدجور بارونیه

این روزها دلم یه سفر میخواد

خسته شدم از این روزهای دلگیر و تکراری

روزهای خوب من چه زود تموم شد و همه رفتن در دل خاک ….. برام از اون روهای قشنگ مونده فقط همین چشمهای نمناک



۱۶ نظر

ردپای خدا ……

رد پای خدا

دیشب رویائی داشتم .
خواب دیدم بر روی شن ها راه می روم .
هم راه با خود خداوند.
و بر روی پرده شب
تمام روزهای زندگیم را . مانند فیلمی می دیدم.
همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم .
روز به روز از زندگی را .
دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد .
یکی مال من و یکی از آن خداوند.
راه ادامه یافت تا تمام روزهای گذرانده شده خاتمه یافت.
آن گاه ایستادم و به عقب نگاه کردم .
در بعضی جاها فقط یک رد پا وجود داشت …
اتفاقا آن محل ها مطابق با سخت ترین روزهای زندگیم بود.
روزهایی با بزرگ ترین رنج ها . ترس ها . دردها . …
آنگاه از او پرسیدم :
” خداوندا ! تو به من گفتی که در تمام ایام زندگیم با من خواهی بود
و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم.
خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات دردآور مرا تنها گذاشتی ؟ “
خداوند پاسخ داد :
” فرزندم . تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود .
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت .
نه حتی برای لحظه ای.
و من چنین نکردم .
هنگامی که در آن روزها . یک رد پا بر روی شن دیدی.
من بودم که تو را به دوش کشیده بودم .”(مثلی در فرهنگ عامیانه برزیلی)

پ.ن ۱ :

خسته ام ،
خسته از روز های تکراری که بی صدا می آیند و می روند ، بدون لحظه ای درنگ !
خسته ام ،
خسته از شالیزار هایی که دیگر بوی مهربانی نمی دهند .
از ماهی هایی که به تنگ کوچکشان دلبسته اند .
خسته ام ،
خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد .
خسته ام …

پ.ن ۲ :

شکوه دنیوی همچون دایره ای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده میشود و سپس در نهایت بزرگی هیچ میشود …..

پ.ن ۳ :

دیوانه خود را عاقل می پندارد و عاقل هم می داند که دیوانه ای بیش نیست .

پ.ن ۴ :

اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را به‌دست می‌آورید که تا بحال کسب کرده‌اید .

پ.ن ۵ :

بهترین چراغ زندگی ، نور امید است . اگر مسی امید نداشته باشد ، زندگی برای او روشنایی ندارد . ” آخر چه فایده دارد که مدام نگران آینده باشید و دائم حسرت گذشته را بخورید ؟ پس چه کسی دل به حال ” حال ” بسوزاند ؟؟؟

خدایا

باز هم جریان آنطور که من خواستم پیش نرفت

باز هم شکست…

باز هم درب بسته…

باز هم موج منفی…

بازهم من خواستم و تو نخواستی…

باز هم دل من رضا شد و رضای تو در آن نبود….

باز هم…

خدایا… حداقل چیزی بگو که جانم از این غم رها شود….

قرآنت را باز می کنم … چه محکم پاسخم گفتی عزیز :

فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ

وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ


۱۵ نظر

از یاد رفته ” فروغ فرخزاد “

از یاد رفته


یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند
دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند
خود ندانم چه خطایی کردم
که ز من رشته الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده ز دیدارم بست
هر کجا مینگرم باز هم اوست
که به چشمان ترم خیره شده
درد عشقست که با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چیره شده
گفتم از دیده چو دورش سازم
بی گمان زودتر از دل برود
مرگ باید که مرا دریابد
ورنه دردیست که مشکل برود
تا لبی بر لب من می لغزد
می کشم آه که کاش این او بود
کاش این لب که مرا می بوسد
لب سوزنده آن بدخو بود
می کشندم چو در آغوش به مهر
پرسم از خود که چه شد آغوشش
چه شد آن آتش سوزنده که بود
شعله ور در نفس خاموشش
شعر گفتم که ز دل بر دارم
بار سنگین غم عشقش را
شعر خود جلوه ای از رویش شد
با که گویم ستم عشقش را
مادر این شانه ز مویم بردار
سرمه را پک کن از چشمانم
بکن این پیرهنم را از تن
زندگی نیست بجز زندانم
تا دو چشمش به رخم حیران نیست
به چکار ایدم این زیبایی
بشکن این اینه را ای مادر
حاصلم چیست ز خودآرایی
در ببندید و بگویید که من
جز از او همه کس بگسستم
کس اگر گفت چرا ؟ بکم نیست
فاش گویید که عاشق هستم
قاصدی آمد اگر از ره دور
زود پرسید که پیغام از کیست
گر از او نیست بگویید آن زن
دیر گاهیست در این منزل نیست

*******************************

اشعار کوتاهی از فریدون مشیری


دلی از سنگ می خواهد :

خروش و خشم توفان است و، دریا،

به هم می کوبد امواج رها را .

دلی از سنگ می خواهد، نشستن،

تماشای هلاک موج ها را!

…….

بیکرانه :

نه آن دریا، که شعرش جاودانه است،

نه آن دریا، که لبریز از ترانه ست .

به چشمانت بگو بسپار ما را،

به آن دریا که ناپیدا کرانه ست

…….

بغض :

در این جهان لا یتناهی،

آیا، به بیگناهی ماهی،

- ( بغضم نمی گذارد، تا حرف خویش را

از تنگنای سینه بر آرم ! )

گر این تپنده در قفس پنجه های تو،

این قلب بر جهنده،

آه، این هنوز زنده لرزنده،

اینجا، کنار تابه !

در کام تان گواراست ؛

حرفی دگر ندارم ! …

……….

پ.ن : دیروز یه تصادف کوچیک و دوباره گردن دردی بسیار که مجبور به بستن گردنبند شدم . هم اینک به زور نفس میکشم با وجود این گردنبند .

پ.ن : روزگار سختیست نازنین باید طاقت آورد . مگه نه ؟؟؟؟

پ.ن : دلم برای دوستانی که دوره دبستان و راهنمایی با هم بودیم تنگ شده . لحظه شماری میکنم برای دیدنشون . ( قراره اگر اتفاقی پیش نیاد هفته دیگه بریم بیرون . اگر خدا بخواد و هر ۵ نفرشون بوشهر باشند ) .

پ.ن : دلم از خیلی از چیزها گرفته . خیلی زیاد . از دوستانی که ……………. دلگیرم از دست زمونه و روزگار و اطرافیان .

اطرافیانی که یه زمانی بهترین بودن . اما الان دریغا ……….

تولدانه :

مژده عزیزم تولدت رو صمیمانه تبریک میگم . امیدوارم در پناه حق همیشه شالم و سرحال و خندون باشی و همیشه سبز باشی و پایدار .

احسان جان تولدت رو پیشاپیش تبریک میگم . امیدوارم در پناه پروردگار همیشه سالم و پایدار باشی .

محمود جان تولدت رو پیشاپیش تبریک میگم . همیشه موفق و موید باشی .

*

**

***

زندگی را از طبیعت بیاموزیم :

چون بید متواضع باشیم ، چون سرو  راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر  صبور، مثل بلوط  مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشید با سخاوت و مثل ابر با کرامت باشیم .

۱۴ نظر