تاملی چند در آداب سینما رفتن و فیلم دیدن !

تاملی چند در آداب سینما رفتن و فیلم دیدن !
بسیاری از مردم خصوصا جوانان برای سرگرمی به سینما می روند و تنها می خواهند سرگرم شوند . اما در عین حال خیلی از آداب رو رعایت نمیکنند .
فیلم دیدن در فضای جشنواره و اکران های خصوصی هیچ حسنی نداشته باشه تنها یک ویژگی داره و آن اینکه بیننده می تواند در فضای آرام و منتطقی فیلم ببیند .
آرام : به این منظور که نه صدای خش خش پاکت های خوراکی به گوش میرسد و نه صدای آنانی که مدام در حال صحبت کردن هستند . آنانی که نه به مانند پچ پچ بلکه به همان بلندی که در جاهای دیگر صحبت می کنند که از سویی دیگر درباره همه چیز صحبت می کنند جز دیدن و پرداختن به فیلمی که بابتش هزینه ها پرداخت کرده اند .
منطقی : از این جهت که در مجالی غیر از جشنواره ها و اکران های خصوصی که در آنها افراد با انتخاب خود به دیدن فیلم می نشینند ، اگر شما قصد دیدن فیلم در سینما داشته باشید با این مساله روبرو هستید که سالن سینما برای برخی از تماشاگران – همان هایی که متاسفانه روز به روز بر تعدادشان افزوده میشود – به هیچ عنوان فرصت و مکانی برای فیلم دیدن نیست ، بلکه خلوتگاهی است که به بهانه آن می توانند ساعاتی چند را دور هم باشند و بگویند و بخندند .
مخطبان سینما به هر دلیلی که به سالن های سینما می آیند ، این رو باید بدونند افرادی هم در کنارشون حضور دارند و میخواهند فیلم را در سکوت و ارامش ببینند و این نه تنها حق اون افراد هست بلکه حق مامی اون افرادی هستش که در سالن سینماها حضور دارند به واسطه دیدن حالا فیلم یا دیدن تاتر .
تماشاگر خوب ، فردی هست که به حقوق افراد داخل سالن سینما احترام گذرد . نه اینکه سالن نمایش فیل رو با هر جای دیگری مثل مخابرات ، پارک ، تولد و …. اشتباه بگیرد .
نمونه هایی که توی این چند سالی که رفتم سینما دیدم که واقعا شرمگین میشم دیگه برم سینما .
نمونه خیلی زیادی که الان توی همه سینماها داره اتفاق می افته، همونیه که الان توی کشورمون باهاش مواجه هستیم . آزادی بیش از اندازه جوانان . آزادی هم جنبه های خوب داره هم جنبه های بد .
الآن با سخت گیری هایی که خونواده ها دارن میکنند و یه طرف آزادی که به جوانان اختصاص داده شده اون ها رو داره به بیراهه سوق میده و در واقع داره همه رو به سمت یه چاه بزرگ به اسم آزادی هدایت میکنه . آخه چرا ؟؟
چرا وقتی میری سینما تا واسه ساعاتی در روز ذهنت از هیاهوی بیرون ، سر و صدای اطافیان . جنگ و دعوای همسایه و …. در استراحت باشه و بتونی توی یک محیط آروم مثل سینما و یا نمونه دیگرش کتابخونه به دیدن فیلم و یا خوندن کتاب بگذرونی باید شاهد خیلی از کارهای ناشایست باشی ؟؟؟
نمونه اش بارها شده با دوستان دانشگاه و یا حتی بچه های فامیل رفتیم سینما . اما به جای دیدن فیلم شاهد صحنه های دیگری بودیم . در طول فیلم نهایت سعی و تلاش خودمون رو میکنیم که نه حرفی بزنیم و نه اینکه وراکی بخریم و بخوریم . نهایت به خوردن یه آبمیوه و یا یک آدامس بسنده میکنیم . که یک وقتی اون زمانی که داریم پاکت خوراکی رو باز میکنیم صدای خش خش پاکت مزاحم بغل دستی ، پشت سری و …. نشه . اما بسیاری افراد هستند که از همون ابتدای وارد شدن به سینما انواع واقسام خوراکی ها رو تهیه میکنند و آنچنان با ولع شروع به خوردن میکنند و از این سر سینما به اون سر سینما واسه دوستان و …. غیره میفرستند . این خود به خود ایجاد سر و صدا میکنه .
اما بسیاری دیگر هم هستند که از محیط آروم و به نسبت دیگر جاها حالا بگیم توی ساعات ابتدایی نمایش واسه اینکه وارد محیط آرومی شوند سو استفاده میکنند از محیط اطرافشون . چرا باید شاهد این باشیم که دختر و پسری که میانگین سنیشون به زور به ۲۲ میرسه باید بیان توی سینما و بشینن حرف بزنند و با ابراز عشق کنند .
حالا این حرف زدن با صدای خیلی خیلی آروم برای چند کلمه ایرادی نداره . اما حرف زدن با صدای بلند که اگر تو ابتدای سالن باشی و اون انتهای سالن و بتونی به راحتی همه صحبت ها رو بشنوی و با اینکه آخه محیط سینما جایی برای ابراز عشق و علاقه و احساسات هستش ؟؟؟ آخه سینما جایی که بیان به راحتی هر کاری که بخوان رو انجام بدن ؟؟
آیا به راستی این کارها نشونه آزادی بیش از حدی نیست که الان باهاش مواجه هستیم ؟؟؟ با این مساله چجوری باید کنار اومد ؟؟؟
پ.ن  ۱ : دوستان عزیزم شکوفه یاس مهربون . ما دو نفر نازنین و علی عزیز پیشاپیش زیارتتون قبول درگاه حق .
پ.ن ۲ : این روزها بدجوری فکرم مشغوله .
پ.ن ۳ : ۷ دقیقه تا پاییز . فیلمی که در ابتدای نمایش تونست اشک های من رو سرازیر کنه . اما حیف که ….
با این اوضاع که گفتم از رفتن به سینما پشیمون شدم .
نــکته ۱ : تاکید من بیشتر روی سینما و تاتر هستش .
نـکته ۲ : قابل توجه دوستان این اتفاق دیشب تو سینما وقتی که رفته بودیم فیلم ۷ دقیقه تا پاییز رو نگاه کنیم افتاد و هیچ ارتباطی به دنیای وب و وبلاگ نویس و بیرون رفتن ها و کنسرت ها و …. نداره . ( سوتفاهم نشه واسه دوستان وبلاگ نویسی که هر وقت من پستی میزنم به خودشون میگیرن )

به قول پسر داییم که وقتی از سینما اومدیم بیرون گفت که از این به بعد یه مدتی صبر میکنیم تا فروشگاه های عرضه فیلم ، فیلم های که میخوایم رو بیاره بعد بریم بگیریم و بریم خونه عمه بشینیم فیلم نگاه کردن . تازه حالشم بیشتره .

۱۲ نظر »

  1. hadi گفت :

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۶:۰۱ ب.ظ

    اره ما هم هم مجبور شدیم دوباره بریم
    گذاشتم روزای آخر باز برم که کسی نباشه
    خشبختانه بار دوم ۵ ۶ نفر بودیم
    و تازه فهمیدم ماجرا از چه قراره
    ۱- یاد گرفتم تنهایی فیلم ببینم
    ۲-روزهای اخر نگاه کنم

    [پاسخ]

  2. باسیدون گفت :

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۸:۰۲ ب.ظ

    خوب درباره اینکه میگی هنور خیلیا فرهنگ استفاده از سینما رو بلد نیستن شکی نیست
    درباره اینکه نشونه آزادی بیش از حد نیست مخالفم , این نشون میده که جوونای ما هیچ محیطی رو امن تر از سینما برای ابراز عشق پیدا نمیکنن , بدور از همه چیز , تازه تو بوشهر خوبه من تو شهر های دیگه که رفتم وضع خیلی بدتر از این حرفا بود
    درباره فیلم ۷ دقیقه تا پاییز , اوندفعه هم گفتم فیلمش زیاد خوب نیست یکم تلخه ولی خوب ساخته نشده
    ایشاالله روزی خودتون باشه برید مکه

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ ۸:۲۳ ب.ظ:

    تازه من اینجا سانسور کردم حرفهام رو

    من از این جور فیلم ها با این محتوا رو بیشتر از فیلم های عاشقونه میپسندم

    مرسی ایشالله روزی خودتون به همراه خانواده باشه

    [پاسخ]

  3. آرمان اصلاح پذیر گفت :

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۸:۰۲ ب.ظ

    ُلام
    من فیلم هفت دقیقه تا پاییز رو تو جشنواره فیلم فجر تهران دیدم
    واقعا فیلم پر احساسیست.

    [پاسخ]

  4. ehsan amiri گفت :

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۹ ق.ظ

    ta hodoodi ba roozbeh movafegham . be ghol yeki ma mirim sinema ka morteza vasamoon rani biare :d

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۵:۴۸ ق.ظ:

    مرتضی فقط همو آوای مهر خوش بید که تو اوج تشنگی رانی خنک سیمون داد و شب ۴ شنبه سوری تو هیاهوی سر و صداها هی رانی میگرفت جلومون که بخوریم

    ایشالله جشن بعدی سیش میگیم بازم از ای کارا کنه :helle: :)) =))

    [پاسخ]

  5. فروغ گفت :

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۱:۴۵ ق.ظ

    مردم فرهنگ سینما رفتن ندارن. :D

    [پاسخ]

  6. hamed گفت :

    تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۴:۱۳ ق.ظ

    نمیفهمی چه خشن تو سینما لب بگیری نه جون بدبخت خونه خالی نداره چه باید بکنه

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ ۵:۴۷ ق.ظ:

    حامــــــــــــد زشته
    من اینجا دارم انتقاد میکنم بعد تو این چیزا مینویسی ؟؟؟

    [پاسخ]

  7. هادی گفت :

    تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ در ۸:۵۷ ق.ظ

    ba harfe hamed movafegham :D

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۹ ق.ظ:

    هادی تو هم ؟؟؟
    واخ واخ این کامنت های بد بد چیه میزارید ؟؟ :D :))

    [پاسخ]

  8. مگنولیا گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۹ در ۷:۴۱ ق.ظ

    فاطیماااا جوووونم من فرکانس جدید فارسی۱ می‌خوااااام… :(( :(( ~X( X(

    [پاسخ]

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر