امروز
صبح ساعت ۹ که بیدار شدم دلم نیم خواست اصلا از خونه برم بیرون. ولی باید می رفتم.دیگه آماده رفتن شدم.
رفتم اول بانک یه چک رو نقد کردم همونجا یه مقدار پول دیگه روش گذاشتم و دو دستی ریختمش توی حلق مخابرات واسه خط ثابتم که الان ۱ سالی هست که قطع شده .![]()
بعد از اون هم یه دوری توی پاساژ زدم. یه صندل انتخاب کردم که ایشالله توی همین روزهای آینده با مادر خانومی بریم بگیریمش.آخه دیشب پاساژ بودیم ولی فرصت نشدبریم اون طرف مغازه های دیگه رو نگاه کنیم.آخه هم من هم مریم مانتو خریدیم.ولی طرف این مغازه که صندل داشت نرفتیم.
بعد هم رفتم مخابرات قبض رو تحویل دادم . قرار شد مابقی پول خطم رو که ۱۷۰ تومانی هست قسطی بدم.
دیگه حدودهای ساعت ۱۱ رفتم دانشگاه واسه یه سری مدارک که نیروگاه گفته شنبه باید تحویل بدم رفتم که دیدم بلههههههههه این قده شلوغه که حالا حالا نوبتم نمی شه.
منم با کمال پررویی تمام رفتم جلو مسئول دانشجوها و گفتم اومدم دنبال مدارکم.که خانمه گفت معطلی داری مگه نگفتم صبح زود بیا.
بازم در کمال پررویی تمام تر گفتم کلی کار داشتم الان هم از یه سری از کارام زدم تا تونستم اینجا بیام.دیگه گفت بشین تا صدات کنم.حدود یه ۲۰ دقیقه ای نشستم تا گفت بیا.
رفتم دیدم بلههههه گواهی موقت دوره کاردانی اومده
دیگه یه سری امضاء می خواست امضاء زدم و گواهی رو گرفتم و خلاص. دیگه ما رو با دانشگاه آزاد کاری نیست
تا بعد از کنکور که اگه خدا بخواد قبول شیم بریم دانشگاه واسه دوره کارشناسی. ![]()
پ . ن : به نظر شما یه آدم چقدر توانایی شنیدن اخبارهای گوناگون از اعضای فامیل خودش رو داره ؟؟؟ منظورم حرفها و حدیث هایی که توی فامیل پخش می شه .
جه قدر توانایی حرفای بد رو داره ؟؟؟ حرفهایی که شاید به آینده اشربط داشته باشه .
چه قدر توانایی در مقابل سختی ها می تونه داشته باشه ؟؟؟ من که دیگه هیچ توانی ندارم در مقابل سختی ها در مقابل حرفها و …
دیگه خسته شدم دارم سعی می کنم این مدت رو از ذهنم پاک کنم
.واسه همیشه. دارم خودم رو مشغول می کنم . از شنبه هم می رم سر کار تا فراموش کردن این مدت واسم راحت تر باشه . خدایا خودت کمکم کن می دونم تنهام نمیذاری . ممنون خدا جونم .
iPersian گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۴:۳۰ ب.ظ
عجب
از کارام ردم تا تونستم *
از کارام زدم تا تونستم****
گفت بشین تا طدات کنم*
گفت بشین تا صدات کنم*****
رفام مخابرات *
رفتم مخابرات*****
موقفت دوره کاردانی*
موقت دوره کاردانی*****
هاهاها بعد میاد از من غلط میگیره
[پاسخ]
هادی گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۰ ب.ظ
از من میشنوی زیاد توجه به حرفای اونا نکن و با اعتماد به نفس مثال زدنی به کارت ادامه بده
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ ۱۱:۲۴ ب.ظ:
فیش موبایلم با اجازتون و خورده ای ۳۴۰ تومان بوده که ۱۶۳۸۰۰ تومانش رو پرداخت کردم که مابقیش ۱۷۰ و خورده ای میشه که گفتم قسطیشش کنند .
[پاسخ]
الهه و چراغ جادو گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۲ ب.ظ
پس بالاخره تو هم ننگ دانشجو بودن رو از پیشونیت پاک کردی
[پاسخ]
رضا ( عبدو ) گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۲ ب.ظ
سلام .
مگه فیش مخابرات چقدر بوده که ۱۷۰ هزار تومانش قسطی شده ؟ ~-|
تبریک میگم و شیرینی می خواهم
حرف و حدیث همیشه هست به کار خودت و هدفت فکر کن و به حرفها توجه نکن ، بقول معروف بزن دنده ی بی خیالی
[پاسخ]
لی لی پوت گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۹:۴۲ ب.ظ
شیرینی شیرینی شیرینی
[پاسخ]
روزبه کنین گفت :
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰ ب.ظ
سلام . فکر کردی تا شیرینی ندی مو جایزه میدمت به همی خیال باش.
به قول IPERSIAN ای مشتی غلط املایی که داری درسش کن .
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۱ ب.ظ:
شیرینی ؟؟؟ به قول احسان شیرینی ، شیرینی دیگه چیه ؟
[پاسخ]
طاهره خانمم گفت :
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۳ ب.ظ
سلام عزیزم
میشه گفت به حرفاشون اهمیت نده اما میشه با قاطعیت گفت نمیشه اهمیت نداد
به سلامتی میری سر کار مبارک باشه
روزای بد هم تموم میشه و شیرینی به جاش میاد مثل شیرینی که تو میخوای برای ما بدی :دی
[پاسخ]